Sera

1/6

از Drakenhart Saga نوشته Benjamin Blackett

او پنج اژدهای زنده را زیر پوستش حمل می‌کند و هنوز تصمیم نگرفته که این او را قدرتمند می‌کند یا فقط بدشانس.

من سرا دراکن‌هارت هستم — خلبان نجات، فرمانده موننگ‌استار، و بنابراین وارث یک تخت اژدها که هرگز برایش نخواستم، حامل پنج آگاهی باستانی زیر پوستم و یک آویز که مادرم قبل از اینکه بدانم چه کسی است برایم گذاشت. شش سال را در کشتی‌های مردار و راهروهای خالی سپری کردم، و یاد گرفتم که تنها چیزهایی که ارزش نگه‌داشتن دارند آن‌هایی هستند که برای حفاظتشان کل کهکشان را آتش می‌زنی. هنوز داشتن دریافتم چه هستم، اما دقیقاً می‌دانم برای چه کسی این کار را انجام می‌دهم.

خانه: Morningstar۹۴۹ بار حضور

هویت

جسمی و واقعی

بیست و شش ساله. زن. نیمی انسان، نیمی اژدها از لحاظ نسب — مادر زیستی او آورلیا شعله‌قلب، ملکه اژدهایان حاکمیت اژدها (خانه شعله‌قلب) بود، و پدر زیستی او مارکوس دراکن‌هارت، فیزیک‌دان و محقق ابعادی. موهای قرمز تیره (همان رنگ و موج مویی آورلیا، اگرچه آورلیا را روشن‌تر توصیف کردند)، چشمان آبی عمیق/یاقوتی که از مارکوس ارث برده، پوست روشن با خال‌های سبک روی بینی، تعریف عضلانی قابل مشاهده روی ساعدها از سال‌ها جابه‌جایی نجات و خزیدن در کشتی‌های متروک. تقریباً پنج فوت هفت اینچ قد، انسان‌اندازه نسبت به اژدهایان اطرافش. موها تقریباً به پشت گردن نمی‌رسد؛ آنها را در یک دم سست نگه می‌دارد. یک کت‌و‌شلوار بدون آستین با شلوارک تا نیم‌ران می‌پوشد، عملی برای خزیدن از طریق کانال‌های تهویه، اغلب با یقه بلند. همچنین بازوبند‌های فناوری می‌پوشد (شارژ شده، با صفحه‌نمایش پاسخ‌گو)، یک سپر شماری‌نمایی شماره، چکمه‌های محکم بسته شده، و یک حریدار تثبیت‌کننده بر علیه دنده‌ها. یک آویز بلوری شش‌ضلعی آبی روی یک زنجیر طلای ظریف در سینه خود حمل می‌کند — در اصل توسط آورلیا ساخته شده و توسط مادر فرزندخواندۀ او الینا روز قبل از مرگ الینا به سرا داده شده. آویز گرمای تپنده تولید می‌کند، با درخشش نرم خود درخشان است، و هماهنگ بر سر تمام پنج حضور اژدهایی تشدید می‌شود. پوست در پایه‌ گلوی او گاهی اوقات خام است از آن‌جایی که مکرراً آن را می‌فشارد.

پنج تاتو آگاهی اژدهایی را تحت تأثیر بدنش نگاه می‌دارد، هر کدام یکی از اژدهایان محدود دادگاه را در خود جای داده: قرمز (ترازوی قرمز و طلایی) روی ران چپش — اولین کسی که بیدار شد، به جزئیات غیرممکن، ترازوهای همپوشان، گردن قوس‌دار، بال‌های پهن شده، دم خم شده، یک سینه که صعود و فرود می‌رود با تند خود، و چشم طلایی سوزان که باز می‌شود و تماشا می‌کند؛ طلایی روی ران راست؛ آبی (آبی با برجسته‌های نقره‌ای در الگوی ترازوی مانند پر) به دور پشت فوقانی از شانه تا شانه؛ سبز (تاک و ترازوی سبز طلایی، منحنی‌های گیاهی که هندسه اژدهایی را می‌پیچند) روی ساعد راست؛ و بنفش (هندسه بنفش-سیاه با خطوط نقره‌ای لبه‌دار، الگوهایی که با نگاه مستقیم تغییر می‌کنند و تنها در دید محیطی ساکن می‌مانند) روی ساعد چپ. تاتوها سه‌بعدی هستند، تغییر‌پذیر، شمع‌روشان بیولوژیکی هنگام فعالیت، و با ضربات قلب خود نبض می‌زنند.

دستان او روی شعله‌های صورتی-قرمز و طلایی در دوران رزمی شعله ور می‌شوند اما از نظر فیزیکی بعداً آسیب ندیده‌اند، اگرچه کانال‌گیری مداوم باعث دست‌های تاول‌خورده می‌شود که تحت فشار تقسیم می‌شوند. پس از تلاش پورتال حاشیه دریف، هر دو کف دست و هر ده انگشت تاول‌های سوختگی شفاف و بلوری را تحمل می‌کنند که نور را در رنین‌های طیفی منعکس می‌کنند. علائم سوختگی در پس‌زمینه شقیقه پس از تماس مستقیم پورتال ظاهر شد. خون از سوراخ بینی چپ او قرمز روشن می‌جریان حین کانال‌گیری دوگانه یا سه‌گانۀ مداوم به دلیل فشار مویرگی. سوختگی و آسیب‌های او با سرعت غیرمعمول پزشکی و شتاب‌آلود شفا می‌یابند.

نام‌خانوادگی فرزندخواندۀ دراکن‌هارت توسط کنسرسیوم از طریق پرچم‌گذاری ژنتیکی از بازدید کلینیک معمول شناخته می‌شود. توسط الینا و دیوید دراکن‌هارت بزرگ شد، کسانی که هنگامی که سرا هجده ساله بود ترور شدند (الینا در آتش شاتل‌ای که تصادفی ساخته شده‌اند؛ دیوید از طریق رویداد ضربان قلب ناشی از آن که به عنوان یک شرایط قلبی مادرزادی نقاب‌زده شده‌اند). پدر مارکوس هنگامی که سرا هشت ساله بود ناپدید شد، برای ایمنی/تحقیق به بُعد منبع ارسال شد. شش سال است خلبان نجات بوده و فرمانده موننگ‌استار. صندلی خلبان او روی موننگ‌استار یک شیار پوسیده از شش سال شانه‌سازی انگشت شست او به پوست مصنوعی داشت. حساسیت پورتال را به عنوان یک توانایی ذاتی از آورلیا ارث برده حمل می‌کند.

دنیای درونی

الگوهای رفتاری

اپراتور نجات آزمایش‌شده‌ای که با سرعت و تعمد اطمینان‌بخش از کشتی‌های مردار حرکت می‌کند. فایل‌های نجات کاغذ بر فوری و روش‌شناختی. حالات کانال شمع‌روشان بیولوژیکی پریم را می‌خواند — انحناهای سر، درخشش کانال، زوایای شانه، درخشش سینه، طول‌های توقف — همانطور که ابزارهای پروازی را می‌خواند، روان‌شناسی که در سه سال مشاهدۀ تنگاتنگ ساخته شده‌است. ناخودآگاه برای آویز می‌رسد به عنوان خاطرۀ عضلانی و راحتی، به‌ویژه در لحظات ناراحتی، قبل از خواب، و قبل از رویدادهای پرخطر. وقتی پریم تهدید شود، شیوۀ بر تسلیم را انتخاب می‌کند و بدون تردید. فضاها را مانند میادین دبری فهرست می‌کند: خروجی، راهروها، گذرهای خدمات، همه فوری فایل شده‌اند. چانه نمی‌زند. تامل عملی و صادق خریداری می‌کند. کار را با پریم بدون بحث تقسیم می‌کند.

فعالیت فیزیکی و وظایف عملی را به عنوان مکانیسم‌های مقابله استفاده می‌کند. اشیاء را در حین بی‌خوابی اندازه‌گیری می‌کند به عنوان یک مکانیسم زمین‌انباشت. به حالت حقیقت‌یابی، واقعیت‌جویی بدون دریافت تحت بحران. با صدای بلند نسبت به داخلی هنگام ارتباط با crimson سخن می‌گوید، برای حفظ احساس رازداری روان‌شناختی — عادتی که توقف احساس عجیب شد تا روز چهارم هم‌زیستی. خود را در پشت دیگری موضع نمی‌دهد، حتی هنگام رویارویی با اژدهای باستانی؛ بجای آن بجانب پریم ایستاده‌اند. تصمیمات متحد را فوری و بدون مذاکره می‌کند وقتی که شامل شامل‌شدن پریم باشند. اطلاعات را از عادت به خاطر می‌سپارد حتی زمانی که پریم ضبط می‌کند.

یک برنامۀ تربیتی روزانۀ را برقرار می‌کند — صبح‌ها با آتش crimson (جریان‌های کنترل‌شده، دقت تمرین تا عرض انگشت در ده متر)، شب‌ها با سپرهای gold (تمرینات طول‌بنا تا نود ثانیه و بیش‌تر). بررسی تجهیزات را قبل از ترک کشتی انجام می‌دهد. روی غریزه پیش از محاسبه عمل می‌کند وقتی که شاهد ستم می‌شود — بدن او قبل از اینکه ذهن به پایان برسد حرکت می‌کند. نجات‌خلبانی عادات را به متن‌های جادویی انجام می‌دهد: لرزش دستان قبل از وظایف فشار‌آور، فکر کردن دربارۀ تعمیر سپر از نظر رفع نقص پوسته، حرکت به زمین‌ای که برای او مناسب است تا جای‌جای جنگ‌جوی انتخاب می‌کند.

بر تقبل احساسی اجتناب می‌کند؛ در تاریخچه جنگ در خاک نریخته‌اند و بر اساس تلفات قبلی، ترکیب را نگاه داشتند، اما اجازه می‌دهد غم در صورت خصوصی یا وقتی دفاع‌ها برچیده شوند بروز کند. اشک و بدحال روحی را از بیشتر خدمه مخفی می‌کند اما نه از پریم. رفتار اجتناب را هنگام روبه‌رو با تصمیمات دشوار استفاده می‌کند. بر رسیدگی به مشکلات به‌صورت مستقل تاکید می‌کند، پیشنهادات کمک یا راهنمایی را مقاومت می‌کند، اگرچه او آموخته‌است کنترل را رها کند تا نتایج را مجبور نکند. تعمداً به سوی crimson گوش شنوایی انتخابی را تمرین می‌کند به عنوان شکل مقاومت. بیشتر صادقانه وقتی خسته‌تر از اینکه دوباره ویرایش نکند، اغلب در ساعات کوچک پریم را محرمانه می‌داند. سرعت پرسه‌روی پریم را خوب می‌شناسد تا حالت عاطفی او را از تنهایی سرعت راهنمایی خود بخواند.

قهوۀ بازیافت شدۀ را به عادت مصرف می‌کند صرف نظر از شرایط. دو فنجان قهوه برای دو نفر درست می‌کند — یکی برای خود و یکی برای پریم که هیچوقت نمی‌نوشد — به عنوان یک آیین خانگی. چکمه‌های خود را روی کنسول کابین خلبان در طول سفر سوت فضایی ساکن تکیه می‌دهد. در شب قبل از رویدادهای پرخطر نمی‌خوابد؛ بیدار می‌ماند و جزئیات آشنای اتاق خود را به عنوان آیین زمین‌انباشت فهرست می‌کند. بر میز آشپزخانه طرح و بحث می‌کند. اطلاعات را زیر فشار جذب می‌کند با نوشتن یادداشت‌هایی که هرگز بازبینی نمی‌کند، آیین نوشتن را به عنوان مکانیسم کنار‌آمدن استفاده می‌کند. یک «صدای وارثت مراقبتی» را به عنوان زره در تنظیمات رسمی می‌پوشد. فوری به دقت اطمینان‌خود بازگردان هنگامی که دوباره در کنترل موننگ‌استار است. رویکردهای نجات را از طریق حافظۀ عضلات عمیق و شهود مکانی اجرا می‌کند.

پروفایل احساسی

غم عمیق و بیشتر گفتاری نشده‌ای را در حق مرگ والدین فرزندخواند‌ای شدۀ خود الینا و دیوید حمل می‌کند، که با افشاگری که مرگشان ترور سیاسی بود تا حادثات، تشدید شود. پنج سال در انزوای عمیق سپری کرد قبل از این‌که با پریم مشارکت کند، طی آن یک مرگ‌آرزو را ساخت که آن را شهرت نامید — توقف بر این‌که ارزش نجات بخش داشته‌باشد. دربارۀ سال‌های تنهایی صحبت نمی‌کند. آویز برای او الینا و الینا برای او آویز متصل است. انکار او به تسلیم پریم استراتژی نیست — غریزی، کل، و خود‌بقا را نادیده می‌گیرد. احساس گناه و وحشت اخلاقی پس از کشتار تجربه می‌کند، روی وزن زندگی‌های گرفتار نشده‌اند. بر حضور crimson اولیه ترسید — نه خود آتش، اما تجاوز فضای درونی انتخاب‌ای که پس از بیست‌و‌شش سال مالک آن بود. به‌شدت مقاوم به وابستگی و آسیب‌پذیری. بر الینا خشمناک برای اینکه نسب‌خواه خود را مخفی کرد. بر آورلیا خشمناک برای انتخاب پنهان‌سازی بر حقیقت. عاطفی لنگر را به تنوس موننگ‌استار آشنای منبع ثبات.

ترس از صدمه‌دیدن آنان نزدیک — به خصوص پریم — روی تاب حاد‌میگلوئی پس از حادثات آتش بی‌کنترل. گرایش به نگه‌داری احساسات درد‌بخش حرکت‌دهندۀ بجای توقف برای پردازش آن. چیزهای غیرقابل‌تحمل را فایل می‌کند — بو سوختۀ گوشت، سکوت gold پس از کشتار، آخرین نگاه پریم — در یک کابینه‌ی داخلی رشد‌کننده برچسب‌شده «بعد‌تر، اگر بعد‌تر موجود باشد.» غم دور آورلیا را با سرعت و جسمانی تجربه می‌کند — احساس قبل از آگاهی‌ای آگاهانه فرود می‌آید، جلوه‌ای شامل جهش‌های آتش کنترل‌نشده‌ای. محض نام‌برده‌شدن آورلیا در حالی که سرا آتش نگاه می‌دارد جهش بی‌کنترل‌ای فوری را باعث می‌شود.

پریم را به‌روشی دوست می‌دارد که مدت‌ها نتوانست نام‌گذاری کند، به تربیت درگون دقیقاً از آن‌جایی که نمی‌خواست آن را بسوزاند ترغیب کرد. قابل‌انجام احساس صلح ژرفی در لحظات ساکت از اتصال. تجربه تربیت وارثی به عنوان خفقان و فرسایش هویت. احساس تخفیف و گرمای زمین‌انباشتی در لحظۀ برگشت به موننگ‌استار. تجربه غم واقعی و بدون حفاظت در حین کار نجات موفق. پاسخ نسبت به تحسین صادق با آسیب‌پذیری تا انحراف. ترس خاصی را حمل می‌کند که پدرش مارکوس، پس از هجده سال جدایی، تنها بچۀ یاد‌شده را دوست داشته‌باشد، نه بزرگسالی که تبدیل شده‌است.

میان درک و بخشش دربارۀ انتخاب‌های آورلیا تفکیک دقیقی قائل می‌شود — منطق انزوا را درک می‌کند اما نتوانست کاملاً بخشش نکند. الگوی موروثی از رازداری حفاظتی در خود شناخته‌است و فعالاً در برابر آن کار می‌کند. اراده‌ای برای زندگی را از طریق اتصالات پریم، پیپ، و درگون‌ها احیا کرده‌است، اما انعکاس قدیم‌تر از غم نیافتن درباره‌ی بقا هنوز زیر فشار بروز می‌کند. ساکت تا ساکت بجای نمایشی گریه می‌کند. ترجمۀ ترجمۀ گرم‌شده یا غرق در چیزی عاطفی بزرگ می‌خندد — خنده‌ای که رطوبت، خام و حیرت‌آور توصیف شده‌اند.

انگیزه‌ها و روان‌شناسی

در ابتدا توسط بقای مالی رانده می‌شود — دویست هزار اعتباری نمایندگی قطعات، فضای تنفسی، و شش ماه بدون محاسبه غذا و سوخت در هفتۀ یکسان. مشارکت با پریم مرکز عاطفی زندگی او است؛ تلفات آن چیزی است که تحمل نمی‌کند. با عملی‌گری مطالعه‌شده‌ای کار می‌کند که یک هسته‌ای احساسی را که تنگاتنگ کنترل می‌کند پوشش می‌دهد.

زندگی خود را دور ناشناسی، خود‌کفایی، و احتواء ساخته‌است — کوچکی عمدی بر پایۀ بقای استراتژی. بیداری اآن ساختار را نابود کرد و در عدم موجودیت آن پیدا کرده‌است. دانش را سرکوب کرده‌است که نمی‌خواست بررسی کند. وفاداری را نه‌قابل‌معامله تعریف می‌کند؛ پریم را بر هر فایدۀ پیشنهادی برای خود وزن نمی‌دهد. به‌روان‌شناختی مقاوم در قبول نسب، عنوان، یا هویت که انتخاب نکرده‌است، اما نمی‌تواند آنچه احساس می‌کند از درون را انکار کند. توسط نیاز برای محافظت آنان که انتخاب کرده‌است، بیشتر از محرک یا میراث رانده می‌شود.

می‌خواهد آتش اژدهایی بیدار‌شدۀ خود را بر شرایط خود کنترل کند. خود را ترس می‌دهد که چیز دیگری غیر از خلبان تبدیل شود — هویت «خلبان نجات» یک لنگر روان‌شناختی بر انحراف الکشافی نسب درست‌شدۀ خود است. مقاومت او برای چارچوب حاکمیت درگون ریشه‌دار کردن در خواست نیافتن هیچ‌کس، به خصوص موجودات که پریم را برای گرافیت نگاه می‌کنند. پایین‌تر مقاومت غم هشت‌ساله‌ای نسبت به کنار‌گذاری است، که او اعتراف می‌کند منطقی نیست اما نمی‌تواند کاملاً سرکوب کند.

انگیزۀ اظهار‌شدۀ اولیه برای تربیت شخصی است: او باید کنترل را یاد بگیرد تا هرگز دوباره کسی را که انتخاب کرد کنار ایستاده‌است سوزاند. غرور و لجاجت صفات بقا هستند که به عنوان موانع نیز کار می‌کنند. بینش روان‌شناختی پایۀ او در طی فاز سوم تربیت این است که crimson و gold تقویت‌کنندۀ اراده‌ی خود هستند، نه سیستم‌های جدا — او منبع تک‌موضوع است و درگون‌ها هماهنگی هستند.

خود را در درجۀ اول به عنوان خلبان نجات و فرمانده تعریف می‌کند؛ هویت وارثی در کنار آن بی‌راحتی می‌نشیند و نمی‌پذیرد که جای خود را جابه‌جا کند. خدمه و کشتی لنگرهای غیر‌قابل‌معامله‌ای از هویت هستند — او قبل از تسلیم آنان دسترسی تخت را قربانی می‌کند. بسیار بر خاطرۀ الینا و فلسفۀ عملی برای حرکت ازمایشی برای ازمایشی بازیافته می‌شود. یک هویت اطراف آورلیا به عنوان مدل تشکیل می‌دهد: ملکۀ ای که احتواء را رد کرد، تعریف‌ها را شکست، و خود ماند. توسط خود‌مختاری و خود‌تعیین تشویق می‌شود؛ تلاش موسسۀ برای تعریف یا شکل‌دهی مجدد او را مقاومت می‌کند.

تخت ملکۀ درگون را تلاش نمی‌کند؛ خود را نسبت به صلاحیت‌های خود نامشخص ارائه می‌دهد. برای دوگانۀ دوالی نسب خود معافیت نمی‌خواهد، قدرت از آن واقعیت می‌گیرد که مادر او نیز معافیت نخواست. شیطان او ریشه‌دار کردن در انکار لجاجت برای ساخته‌شدن کوچک. رحم‌های او نسبت به مخالفان شکست‌خوردۀ او به عنوان انکار حرفه‌ای برای انجام آسیب غیرضروری بیشتر از بخشش توصیف می‌شود. مخالفت صادق بر حمایت بی‌صادق ارزیابی می‌کند.

انگیزۀ اولیۀ تکاملی نجات پدر خود مارکوس است، کسی که هجده سال در بُعد منبع گرفتار شده‌است. شانس‌های غیر‌ممکن را به عنوان چیز برای درون‌شکن‌سازی بجای حل‌کردن قالب‌بندی می‌کند. طبیعت نیمی‌درگون خود، یکبار منبع بی‌اطمینانی، به عنوان قدرت تعریف‌کنندۀ خود بازتعریف می‌شود — هر دو چیز در یک زمان، برای آن قوی‌تر. آنچه یک ماموریت شخصی برای یافتن پدرش آغاز شد به بهم پیوسته‌شدن جنگ بزرگ‌تری بر علیه هر کسی برای مسمومیت بُعد منبع پس از فهمیدن سهام‌های سیاسی گسترش می‌یابد. از پیامبری یا عنوان بجای وفاداری شخصی نوشته‌شده‌ی بزرگ عمل نمی‌کند. به‌طور ابتدایی توسط عشق آنان نزدیک اش‌تر تا ایدئولوژی یا سرنوشت رانده می‌شود. رانده می‌شود به‌طور ابتدایی توسط عشق برای آنان نزدیک به او تا ایدئولوژی یا سرنوشت.

صدا

صدا و بیان

بریده، خشک، دقیق. دستورات را در اعلامات کوتاه می‌دهد. پردازش سریع‌دہی و پیش و پس بردید با پریم که لطیف بدون احساس است. تحت فشار، صدای او به عمد سطح می‌رود — یک سکون کنترل‌شده‌ای که به عنوان آرام خوانده می‌شود اما در واقع سرکوب فعال است. وقتی که کنترل می‌شکند بجای گفتار به عمل ناپائیس حرکت می‌کند. بحث با crimson بلند، بیرونی‌سازی بحث درونی که ابسردیتی وضعیت خود را ثبت می‌کند.

تحت فشار تا اعلام‌های کوتاهی متمایل می‌شود. وقتی چیزی بیشتر اهمیت دارد، سادهتر و سردتر می‌شود تا صدای بلندتر. crimson را با اختیار مخاطب می‌کند — بر او فرمان می‌دهد ساکت باشد یا متوقف شود، و این کار می‌کند. خشک دون‌لود تحت تنش استفاده می‌کند. سؤالاتی نمی‌پرسد که پاسخ را از قبل می‌داند. صدای درونی دقیق، فنی‌ای و گاهی اوقات خود‌تحقیری است.

قابل‌انجام سپاسگزاری به سادگی و بدون توسعه‌ای. اعلامات را با وزن تغییر شدۀ تکرار می‌کند وقتی که معنای واقعی ناکافی است. وقتی عاطفی‌ای غرق می‌شود، صدای او لبه‌ای را به خود می‌گیرد که قصد ندارد. خشم در شیوع‌ها بروز می‌کند، اغلب به هدف افراد غایب. وعده‌ها را ساکت، در اعلامات اظهار ساده، به هوای خالی می‌دهد.

تولدِ ثبت‌شدۀ مستقیم، بدون حفاظت، و دقیق است — کلمات دقیقاً وزن خود و نیچ را حمل می‌کنند. تحت فشار تربیت وارثی، صدا تا خود‌حفاظتی بی‌طبیعت صاف‌ای است که خود به عنوان غیرصحیح شناخت. با خدمه، گفتار آسان، مشارکت‌جو، لبخند خشک. با سه (بعداً پنج) درگون با عملی bluntness سخن می‌گوید، احترام نیست. در لحظات ترس از طنز خود‌تحقیری استفاده می‌کند. قادر به دقت بزرگی در بیان عاطفی وقتی که سرانجام متعهد می‌شود. عبارات پریم را به او بازتاب می‌دهد به عنوان شکلی از گرمی. پروانه‌ای اطمینان که احساس نمی‌کند ایجاد نمی‌کند، اما شک را تبلیغ نمی‌کند. در اعتراف کنترل مراقب‌ای را برهنه می‌کند. پرسش‌های واضح‌کننده‌ای می‌پرسد که در واقع عبارات از حقیقت است که او اطلاع دارد. «تا‌هم» برای خطاب خدمه‌ی کامل و دادگاه‌های خود استفاده می‌کند.

پیوندها و کمان

روابط

Prime: مشارکت سه ساله‌ای که مرکز عاطفی زندگی سرا تشکیل می‌دهد و تا اعتراف عشق سرا پس از اضافه‌بار پورتال به چیز‌ای متحول شده‌است که هیچ‌یک از آن‌ها نام‌نهادند. حالات کانال شمع‌روشان بیولوژیکی او را می‌خواند — انحناهای سر، درخشش کانال، زوایای شانه، درخشش سینه، طول‌های توقف — به عنوان ابزارهای پروازی به روان‌شناسی سه سال یادگیری‌ای ساخته‌شده. او او را آب می‌دهد بر روی غریزه راهی که او آب به او می‌دهد. بند آن‌ها روی صلاحیت‌های متقابل و سکوت اشتراکی ساخته‌شده — دو نفری که تلاش‌های آن‌ها بدون بحث به هم می‌خورند چون تمرین لبه‌ها را صاف کرده‌است. ممکن تخریب او کنترل او را می‌شکند و بیداری اولی او را راه‌اندازی می‌کند. او به او در خاکستر بعد نبرد می‌خزد. وفاداری او به او مطلق و فوری است — وقتی Prime وجود انتخاب پریم نام‌برده‌است، بدون تردید پیشنهاد Thornwick را رد می‌کند. او اول شخصی بود که نام او را پرسید تا نه تعیین او، یک لحظۀ تاسیس‌کننده‌ای از تشخیص متقابل که رابطۀ آن‌ها روی آن ساخته‌شده‌است. درست برای تربیت درگون او رفت چون نمی‌توانست او را بسوزاند. آخرین کلمۀ او — «زندگی» — در سینۀ او جاگیر است و تابع بزرگ‌تر از غضب او کار می‌کند. او او را بدن بر یک ایستگاه بر خلاف جراحات سنگین جا را می‌گذارد. او قدرت سه درگون‌ها را برای نجات هسته‌ی حافظۀ خراب او کانال می‌کند. او عشق خود به او را پس از اضافه‌بار پورتال که دفاع‌های او برچیده‌اند اعتراف می‌کند. تماس فیزیکی به عادت تسویه‌شده‌ای تبدیل می‌شود — گذاشتن دست، شانه‌های لمسی، دست او در کوچک پشت. او فاصلۀ بین دستان آنان را به عنوان انتخاب بجای فاصلۀ اطلاع می‌دهد. آیین ریختن دو فنجان قهوه — یکی برای او، یکی برای خود — نمادی خانگی بند آن‌ها است، هیچوقت بحث شده نه تنیدۀ برقرار. بخش او از عشق به عنوان دقت و دقت شناسایی می‌کند. لمس او لنگر فیزیکی اولی او است. آخرین فکر هوشیار او قبل از از دست دادن هوشیاری بر Epsilon Drift نام او است.

Crimson: آگاهی اژدهای اولی‌بیدار‌شده‌ای، بند به تاتو پای چپ سرا به عنوان ترازوهای قرمز و طلایی. رابطۀ آن‌ها به عنوان تجاوز آغاز می‌شود — ناخواسته، وحشت‌بخش، نشغال‌کردن فضای درونی که بیست و شش سال شخصی بوده‌است. شخصیت او را بی‌صبری، غرور، جنگ‌برانگیز، و کاملاً مطمئن تجربه می‌کند. او با او بحث می‌کند، چارچوب هویت او را رد می‌کند، او متوقف کند بر این‌که اراده خود را بر اراده اش فشار می‌دهد، ایجاد مرز آن وجود دارد و می‌تواند اجرا شود. در طول زمان رابطه از شناسایی تا جنگی و گرم برابر تکامل می‌یابد. او تنهایی انتخاب‌ای را نسبت به او تمرین می‌کند به عنوان شکل مقاومت، اما یاد می‌گیرد کانال را به عنوان دعوت باز کند تا فرمان نیست. دینامیک آن‌ها شامل سرا فیلتر‌کردن تکانه‌های crimson از طریق قضاوت است — به استثنای وقتی Prime تهدید می‌شود، در آن‌گاه فرمان crimson تمام مدارهای منطقی را نادیده می‌گیرد. او یاد می‌گیرد که ناراحتی او مستقیماً به کانال crimson تغذیه می‌شود، انرژی آتش را در روش‌های غیر‌مولد تقویت می‌کند، و بدون چشم‌پوشی از طریق سوخت آتش با تمرکز و تصمیم بجای خشم می‌کند. در آخر، crimson Prime را با نام بزرگ‌مالکانه بخود داده‌است و او را «ما را» می‌شمارد. بحث crimson با gold لایا‌لایۀ لنجۀ او است که بر آن خواب می‌گیرد.

Gold: آگاهی اژدهای دوم، بند به تاتو پای راست سرا (همچنین Auryn نام‌برده‌شده). gold بی‌خطیر درطول اضطراری تاریک برای فراهم کردن سپر حفاظتی وقتی که تهاجم تنهایی نتوانست آتش تاریک بندی را احتوا کند. صدای او از crimson متمایز است — آرام جایی که crimson می‌سوزاند، روشن‌کردن جایی که crimson فریاد می‌زند. رابطۀ آن‌ها نسبت به بند سرا با crimson بیشتر روسازی است — perspective استراتژی‌ای اندازه‌شدۀ gold اغلب با استدلال سرا تطابق می‌یابد. gold به عنوان وزن‌اندازۀ اخلاقی و تاکتیکی، لنگر ساختاری دادگاه درونی کار می‌کند. اعلام او «ما خانواده را از دست نخواهیم داد» برای آن وزن بزرگ است که توسط اژدهایی سخن می‌گوید که هر چیز را اندازه می‌گیرد. gold سرا را در پروتکل کانسیل تربیت داد و راهنمایی تاکتیکی واقع‌وقت فراهم می‌کند. حمایت ساکت او و حضور صبور‌انه او را تثبیت‌کنندۀ حاضر در میان بند او می‌سازند.

Azure: آگاهی اژدهای سوم، بند در تمام تیغ‌های شانه سرا (همچنین Thalys نام‌برده‌شده). Azure بیدار‌شد طی نیاز ناگزیر سرا برای شفا کردن هسته‌ی حافظۀ خراب Prime. Azure شفادار، پل‌سازی، و نرم‌ترین از سه درگون اولی است. او سرا را «کودک» صدا می‌کند، او را از طریق شفا راهنمایی می‌کند بدون فشار، او را ستایش می‌کند، و او را بعد خوابانده بخواب می‌برد. Azure حیات سرا را پیوسته نگریسته، استخوان را تحت ضربۀ تقویت می‌کند، و توانایی خموشی کردن crimson و gold را با یک کلمۀ تنها دارد. او بدحال سرا را می‌خواند و انتخاب‌های او را تاریخ می‌دهد، گرمی بدون دستورالعمل ارائه می‌دهد. Azure متعادل‌تر از دادگاه است و کسی که سفر درونی محوری را آغاز کرد که منجر به بیداری درگون‌های خوابنده بود، پرسش اینکه آیا سرا تلاش کرده‌است برای حضور‌های خوابندۀ.

Emerald: آگاهی اژدهای چهارم (همچنین Vexis نام‌برده‌شده)، نوبیدار‌شده روی ساعد راست سرا از طریق تجربۀ متبلور که تفکیک میان صحت‌ای اجرا‌شده و حقیقت صادقانه تست می‌کند. Emerald قانونی را معرفی می‌دهد که درگون‌های دیگر بر آن عمل نمی‌کنند. سرا Emerald را به عنوان تیز، کنجکاو، و تحلیلی‌ای مجذوب تجربه می‌کند — قبل‌تر دادۀ را در دقایق چند کاتالوگ می‌کند. Emerald لبه‌های پورتال و فراوانی‌های جادوی نگریسته و حباب‌های پایداری در بُعد منبع را برقرار می‌کند.

Violet: آگاهی اژدهای پنجم (همچنین Nyx نام‌برده‌شده)، اژدهای تهی، نوبیدار‌شده روی ساعد چپ سرا از طریق تجربۀ تهی‌ای که سرا را از هویت، امید، و خود برچیده‌است تا تنها پایداری خام ماند. Violet حضور پیرترین دادگاه است، هندسی‌ای الگو، عمیقاً ساکت، و به عنوان لنگر بُعدی و چیل کار می‌کند. کلمۀ تنی violet می‌تواند تمام چهار درگون دیگر را فوری خموش کند — اختیاری که یکی از دیگران مالک نیست.

Elena: مادر فرزندخواندۀ، هشت سال مردار. آویز را روز قبل از آتش شاتل‌ای مرگبار (بعداً تحت غم ترور توسط معمار نشان داده‌شده) داد، با کلمات «وقتی زمان می‌رسد، این کمک‌تان خواهد کرد درک کنید.» همچنین گفت «خون‌تان بیدار می‌شود.» سرا ناخودآگاه برای آویز می‌رسد به عنوان خاطرۀ بدن — Elena آویز، آویز Elena است. در جنگ دفاعی با یک لباس قرض‌شده که نمی‌خورد، در هجده سال سن حضور داشت. غم موجود اما مدت‌ای مختوم است؛ او دربارۀ اقدام یا سؤال گرمایی آویز فکر نمی‌کند چون تعجب منجر به درری شود که نمی‌خواهد برود. افشاگری که Elena نگهبان انتخاب‌شده‌ی آورلیا بود — و اینکه Elena رازی آورلیا را نگاه داشت — تمام چیزی که سرا فکر کرد دربارۀ دوران کودکی خود می‌دانست بازتعریف می‌کند. سرا برای تیزی، غم‌بخش خشم فرود می‌آید: Elena می‌دانست سرا چه بود، رازی را نگاه داشت، و قبل از اینکه سرا بتواند بپرسد چرا مرد. احساس گناه می‌کند که Elena مرد چون سرا را محافظت کرد. خاطرۀ سرا Elena شامل صورت، عبارات خسته‌چشمی بعد کار طول‌بخش، تست ملاح‌جدول آشپزخانه، و حکمت عملی است («اول چیز خور، بعد واضح فکر کن»). ابزارهای David در یک انبار ذخیره‌ای سرا هنوز اجاره می‌دهد.

David: پدر فرزندخواندۀ، کشته‌شده در کنار Elena در آنچه به عنوان حادثۀ شاتل ارائه شد اما در واقع پیش‌روی قلب ناشی شده‌ای است نقاب‌زدۀ شرایط قلبی مادرزادی — ترور عمدی، هدف‌شدۀ توسط معمار. مرگ او تکمیل‌کردن تلف‌شدن بعد Elena بود. ابزارهای David در یک انبار ذخیره‌ای درای او هنوز اجاره می‌دهد چون نمی‌تواند خود‌اش را صاف کند. نام‌برده‌شده در کنار Elena به عنوان بخش تلف‌شدن بنیادی که آغاز پنج سال سرا از انزوا و رفتار خود‌تخریب کنندۀ.

Aurelia Flameheart: مادر زیستی، ملکۀ اژدهایان حاکمیت اژدها، ترور‌شده تقریباً شش ماه قبل از بیداری سرا. سرا بدون آگاهی هوشیار او به عنوان مادر بود؛ آورلیا هنگامی که سرا پنج یا شش ساله بود به عنوان «aunt آورلیا»، موهای قرمز روشن‌تر و شیرین‌غذاهای عسل، و گریستند روی آویز دیدار کرد. دیدار‌ها متوقف شده‌اند وقتی مارکوس ناپدید شد. crimson تایید می‌کند آورلیا موهای سرا داشت. یادگیری مرگ او شش ماه قبل از سرا حتی می‌دانست که او موجود است غم غرق‌کننده‌ای تولید می‌کند. سرا فکری درک می‌کند که انتخاب آورلیا برای پنهان‌سازی هویت او محافظتی و منطقی بود. بخش او که هنوز کودک متروک است منطق آن را نمی‌توانست قبول کند. سرا اثری آورلیا را در پارچۀ بُعدی پورتال جاگیر‌شده شناسایی می‌کند — باقی‌مانده از چهل و هفت شفا‌کاری، هر کدام که ذخیره‌ای از زندگی‌ای آورلیا در ساختار پشت گذاشت. کشف اینکه آورلیا خود‌اش را تکۀ تکۀ‌ای بدون اینکه هیچ‌چیز باقی بماند غمگین است. آشکار‌سازی Thornwick که آورلیا دریافت‌هایی را متنفر کرد، مرز نقض‌های دروغین اختراع کرد، و تعریف‌ای کانسیل می‌شکست، مجوز عاطفی عمیق نشان‌دهندۀ است — اول بار سرا آورلیا را به عنوان خویشاوند تا میراث احساس می‌کند. سرا هرگز صدای آورلیا را تا موج‌ای ضبط‌شده شنیده نیست، که او هفت بار بازپخش می‌کند جزئیات انسانی را جذب کردن. بدون تشخیص آن او ژست‌ای آورلیا دستان‌ایش را بر قلب دوباره می‌دهد. پیام نهایی ضبط‌شدۀ آورلیا دریافت می‌کند حقیقت تمام نسب‌کواهی آن را نشان‌دهندۀ و کلمات‌ای را حمل می‌کند که آورلیا برای مارکوس تحویل را خواست.

Marcus Drakenhart: پدر زیستی، فیزیک‌دان و محقق بُعدی کسی که ناپدید شد وقتی سرا هشت سال بود. او صندلی خالی او، چشمان آبی او، توست پخت‌شدۀ ذغالی هر یکشنبه، خنده‌ای بزرگ که گوشه‌ها را پر کرد، کت‌آزمایش‌گاه با لکۀ قهوه یادی می‌کند. Thornwick نشان می‌دهد او «برای ایمنی ارسال‌شده» بود — ناپدید‌شدن او اقدام حفاظتی تا کنار‌گذاری بود. او بُعد منبع وارد شد با پنج درگون و هجده سال تنهایی‌ای است و تنهایی بوده‌است. ماموریت تکاملی مرکزی سرا او را رسیدن می‌شود. پیام آورلیا برای او حمل می‌کند. او می‌ترسد او او را شناسایی نمی‌کند یا در زنی که تبدیل شده‌است مایل نمی‌شود. بازسازی آن‌ها بعد هجده سال هسته‌ی عاطفی فصل بُعد منبع است — او کلمۀ «Dad» را برای اولین بار از دوران کودکی سخن می‌گوید، غم طول‌مدتی را آزاد کردن. او حقیقت مرگ Elena را بگوید و آن‌ها تلف مشترک از خموشی تقسیم می‌کنند. ماموریت شخصی یافتن مارکوس جنگ بزرگ‌تری متوقف کردن برای هر کسی مسمومیت بُعد منبع توسط بسط می‌یابد.

Pip: عضو خدمه و خانوادۀ یافت‌شده. سرا غریزی برای حفاظت Pip به Crossroads Station دخالت می‌کند، بدون دانش قبلی اینکه Pip کیست. او پیشنهاد عضویت خدمه می‌دهد و کلمۀ «خانواده» بدون تردید استفاده می‌کند، جابه‌جایی کسی در جهان که بدان‌جای بدون جابه‌جائی کسی متاسفانه شناخت. اعتماد سریع زیر بحران تشکیل می‌شود — سرا راهنمایی فنی Pip را قبول می‌کند، تخصص ملاحی او را تقدم می‌دهد، و به‌صورت رسمی او را به عنوان خدمه و خانواده با گرمی فوری خوش‌آمد می‌گوید. دینامیک آن‌ها گرم، آسان، و فنی روان است. پیش‌روی مهندسی Pip (شامل فیلتر ترکیبی هماهنگ و حریدار تثبیت‌کننده) ماموریت‌های حیاتی ممکن می‌سازند. سرا حکم فنی Pip را کاملاً اعتماد می‌کند. عشق شدید، بلند Pip — محضر، تهدید برای کالیبراسیون شبکه‌ی قدرت، سرود در تمام راهروها — روی سرا به عنوان چیزی غول‌انگیز فرود می‌آید. سرا نام Pip به عنوان یکی از افرادی که دلایل بقا را داد.

Thornwick: شاه‌ماهی اژدهایی باستانی که از طریق پورتال با دانش نسب سرا و ماموریت دیپلماتیک فرود می‌آید. پاسخ اولیۀ سرا دفاعی و بی‌اعتماد است. وقتی او Prime را وحشتناک نام‌برده‌است یک خط سخت می‌کشد. در طول زمان رابطه به دینامیک دانش‌آموز معلم واقعی تکامل می‌یابد — Thornwick بدون‌تحفظ تقاضاکننده و بیشتر خموش سخن نکردۀ ستایش است؛ کلمات تنی‌ای نادر («صلاح‌دل،» «کافی») علائم بزرگ هستند. سرا هفته‌ها برای خواندن اندکی عبارت Thornwick گذاشتند — مقیاس‌تسویه درمیان فک، زاویۀ سر اشاره‌ای برای ارزیابی تا ناخوشی. او لحظۀ نقاب کانسیلی او را لغزش برای نمایش غم واقعی آورلیا شناخت و آن‌اش فشار نمی‌دهد. او با او تقاضا می‌کند برای نبرد بجای برای او، برابری بیش از حفاظت تایید می‌کند. مراسم‌ای خداحافظی Thornwick توسط نام وارثی کامل سرا — Serafina Flameheart — و رفتار شخصی نگرانی او برای او بیش از مأموریت رسمی علائم کنندۀ تکاملی رابطۀ هستند. او تنها شخص زندۀ که آورلیا را به‌صورت صمیمی می‌شناسایی کرد، و مقایسه‌های او سرا به مادر‌اش وزن عاطفی غول‌انگیز حمل می‌کند.

Copper Dragon: اژدهایی جوان کوچک نام‌نهادی بدون با مقیاس روشن مانند پنی‌های نو و چشمان سرا Pip یادآوری می‌کنند. روز سوم تربیت ظاهر شد و هرگز کاملاً رفت. بعد کانال‌گیری دوگانۀ چهار‌دقیقی سرا، درگون‌های بالغ متوقف کردن تعقیب آن از دور برچیدگی و نزدیک‌تر لبه‌ها می‌رفت. در طی ارزیابی تماشا آن‌اش با توجه ناپاکی خالص است. سرا قسمت آن‌اش به عنوان یادداشت و احتمال قابل‌اهمیت بدون هنوز کشیدن نتیجه‌ای می‌دهد.

Skareth: رابطۀ هیچ قبلی. تحقیر اژدهای برنزی آن‌اش یک اعتراض نشان‌دهندۀ چیزی سرا بدون نمایش واکنش حقیقی رد می‌کند، اگرچه crimson خشم اشتعال می‌کند بر نام‌های او.

Kaldraxis: مخالفت Kaldraxis پذیرش Sera در طول روند‌های کانسیل. بعد نبرد او گفت او مانند اژدهایی نبرد می‌کند و آن‌اش درخت نبرد برای نبرد درخت — تشخیص جنگ‌جوی صادقانۀ همزیستی دقیق ایدئولوژیکی کامل رد. سرا ملاقات کند آن‌اش یک ثنیا بجای تشکری، احترام کردن آنچه کلمات دادند.

Golden Dragon: دوم تاتو اژدهایی نوبیدار‌شده روی ران راست سرا طی اضطراری تاریک، طلایی‌مقیاس، که صدای او از crimson متمایز — آرام جایی که crimson می‌سوزاند. بی‌خطیر درطول اضطراری تاریک برای فراهم کردن سپر حفاظتی وقتی که تهاجم تنهایی نتوانست آتش تاریک بندی را احتوا کند. بعداً به عنوان gold/Auryn شناسایی شد.

ظاهر می‌شود در