داستان علمیتخیلی، ادبیاتِ «اگر چه میشد» است. این ژانر یک تغییر در جهان را برمیگیرد — یک فناوری، یک کشف، یک قانون از قوانین واقعیت — و آن را صادقانه دنبال میکند تا ببیند چه اثری بر انسانها میگذارد. این ژانر به ایدههای بزرگ پاداش میدهد، اما رمانهایی که ماندگار میشوند آنهایی هستند که ایده در خدمت یک داستان انسانی است، نه آنکه آن را خفه کند. این راهنما مراحل نوشتن یک رمان علمیتخیلی را مرور میکند: یافتن پیشفرض داستان، انتخاب میزان سختی علم، ساختن جهانی که خواننده را غرق نکند، و حفظ انسجام عناصر تخیلی.
با یک «اگر» شروع کنید
بیشتر داستانهای علمیتخیلی از یک پرسش تخیلی واحد میرویند. اگر میتوانستیم ذهن را آپلود کنیم چه میشد؟ اگر اولین تماس به شکل یک پیام میآمد، نه یک سفینه چه میشد؟ اگر یک شرکت مالک آبوهوا میبود چه میشد؟ پیشفرض تخممایه است، اما پیشفرض بهتنهایی داستان نیست. فرمولی که کار میکند یک «اگر» تخیلی بهعلاوه یک عنصر انسانی صمیمی است: ایده بزرگ، جهان را به شما میدهد، و یک شخص مشخص که در آن زندگی میکند، کتاب را.
«اگر» خود را پیدا کنید، سپس پرسش مهمتر را بپرسید: این تغییر زندگی چه کسی را دگرگون میکند، و چه بهایی از او میگیرد؟ آن پرسش دوم همانجایی است که رمان واقعاً در آن زندگی میکند.
علمیتخیلی سخت یا نرم را انتخاب کنید
داستان علمیتخیلی روی طیفی از سخت تا نرم قرار دارد، و جایگاه شما در این طیف همهچیز را شکل میدهد.
داستان علمیتخیلی سخت مشکلات و راهحلهایش را در علم واقعی و فعلاً شناختهشده ریشه میزند — The Martian اثر اندی ویر نمونهی درسی است، جایی که هر راهحلی در فیزیک و شیمی واقعی پایه دارد. داستان علمیتخیلی سخت از خواننده میخواهد به استحکام علم اعتماد کند، پس دقت و منطق درونی تمام قرارداد است.
داستان علمیتخیلی نرم بر علوم اجتماعی تکیه میکند — سیاست، اقتصاد، روانشناسی، جامعهشناسی. عنصر تخیلی واقعی است، اما تمرکز بر جوامع، فرهنگها و شخصیتهاست، نه مهندسی. جهانهای لوگین داستان علمیتخیلی نرم هستند: سرشار از فرهنگ و پیامد، سبک از نقشههای فنی.
هیچکدام برتر نیست. تصمیم بگیرید کدام را مینویسید، چون این تعیین میکند که خواننده تا چه اندازه مکانیزمهای شما را زیر ذرهبین میگذارد، در برابر جوامع شما.
زیرژانر خود را انتخاب کنید
در داخل داستان علمیتخیلی، زیرژانرهای متمایزی وجود دارند که هرکدام قراردادها و مخاطبان خاص خود را دارند. اپرای فضایی ماجراجوییای در مقیاس بزرگ در میان ستارگان است — امپراتوریها، جنگ، ملودرام. سایبرپانک فناوری پیشرفته را با فروپاشی اجتماعی میآمیزد، هوش مصنوعی و افزایشهای بیولوژیکی در برابر جهانی در حال فروپاشی. داستان دیستوپیایی جامعهای ناعادلانه را تا نقطهی کابوسوارش بررسی میکند. تاریخ جایگزین یک رویداد تاریخی را تغییر میدهد و از واگرایی پیروی میکند. اولین تماس بر رویارویی بشر با موجودی دیگر میچرخد. زودتر مسیر خود را انتخاب کنید؛ این به خواننده میگوید جلد کتاب چه نوع وعدهای میدهد.
جهان را بر اساس طرح داستانی بسازید
داستان علمیتخیلی نویسندگان را وسوسه میکند که پیش از صفحهی اول، یک جهان کامل مهندسی کنند. در برابر این وسوسه مقاومت کنید. قانون طلایی جهانسازی این است که طرح داستانی اول است: اگر جزئیتی از داستان حمایت نمیکند یا حس مکان لازم را به خواننده نمیدهد، نیازی نیست در صفحه باشد.
جهان را تکهتکه بپاشید، همانطور که داستان آن را آشکار میکند — رژیمی که از طریق نحوهی کار یک ایست بازرسی فاش میشود، اقتصادی که از طریق چیزی که شخصیت نمیتواند بخرد نشان داده میشود، فناوریای که از طریق کسی که از آن استفاده میکند آموزش داده میشود. جهانسازی که در دل کنش، دیالوگ و گرههای کوچک داستانی تحویل میشود خواننده را غرق میکند؛ جهانسازی که در قالب سخنرانی تحویل میشود آنها را متوقف میکند. عمیق بسازید تا جهان واقعی به نظر برسد، اما فقط آن برشی را نشان دهید که هر صحنه به آن نیاز دارد.
عنصر تخیلی را منسجم نگه دارید
یک قانونی که داستان علمیتخیلی نمیتواند بشکند، قانون خودش است. وقتی مشخص کردید فناوری، فیزیک یا زیستشناسی فرازمینی شما چه میتواند و چه نمیتواند انجام دهد، داستان باید از آن تبعیت کند. یک موتور سریعتر از نور بدون هیچ هزینهای، یک هوش مصنوعی که هرگاه راحت است همهچیز را میداند و هرگاه لازم است محدود میشود، درمانی که وجود دارد اما در اوج داستان فراموش میشود — هریک به خواننده میگوید قوانین اهمیتی ندارند، و لحظهای که قوانین اهمیتی ندارند، تنش تخلیه میشود.
محدودیتهای عنصر تخیلی خود را زود تعیین کنید و به آنها پایبند باشید. اینجاست که یک منبع واحد حقیقت در طول یک کتاب بلند یا یک مجموعه ارزش خود را نشان میدهد — ثبتی از نحوهی کار قوانین جهان، هزینههایشان، و اینکه چه کسانی را مقید میکنند، تا موتوری که در فصل دوم یک هفته طول میکشید تا شارژ شود، در فصل سی هم همان یک هفته طول بکشد. این یکی از کارهایی است که Novelmint برای شما انجام میدهد: یک کتاب مقدس جهانی زنده که منطق تخیلی را با رشد دستنوشته منسجم نگه میدارد.
یک داستان انسانی را در مرکز قرار دهید
دام داستان علمیتخیلی عاشق ایده شدن و فراموش کردن شخص است. خوانندگان برای شخصیت میمانند. درخشانترین پیشفرض فقط یک آزمایش فکری است تا زمانی که کسی چیزی بخواهد، چیزی از دست بدهد، و تغییر کند. تخیل را به قهرمانی لنگر بزنید که دغدغههایش شخصی هستند، و بگذارید ایده بزرگ مستقیماً بر او فشار بیاورد. جهان فشار است؛ شخصیت داستان است.
پیشنویس بنویسید، تمامش کنید، بدهید خوانده شود
یک رمان علمیتخیلی تمامشده با چند لبهی ناهموار، بر یک کتاب مقدس جهانی بینقص بدون هیچ کتابی به آن متصل برتری دارد. «اگر» خود را پیدا کنید، تصمیم بگیرید علمتان چقدر سخت میرود، فقط جهانی را بسازید که طرح داستانی به آن نیاز دارد، و پیشنویس را تا انتها بنویسید — جهان را عمیقتر کنید همانطور که داستان میطلبد.
و داستان علمیتخیلی برخی از متعهدترین و ایدهگرسنهترین خوانندگان در داستان را دارد. وقتی پیشنویس محکم بود، آن را جایی منتشر کنید که خوانندگان داستان علمیتخیلی واقعاً جمع میشوند، فصل به فصل منتشر کنید، و اجازه دهید مخاطبان با پیشرفت داستان شکل بگیرند. تمام آن مسیر — شکل دادن به جهان، پیشنویس نوشتن با صدای خودتان، حفظ قوانین، و قرار دادن فصلها جلوی خوانندگانی که برای ادامه هزینه میکنند — همان چیزی است که Novelmint برای آن ساخته شده است.