Onner's Bridge

فانتزی

جنا باسترسون نامش را با یک افسانه قسمت می‌کند: پدرش، قهرمان چهارده شهرستان، مردی که بیست سال است یک قران برای آبجویش نپرداخته. او خانه را ترک می‌کند تا نامی از آنِ خودش به دست آورد. سه روز بعد، تپه‌ای از جا برمی‌خیزد و راه می‌رود، رودخانه‌ها به بستر خشکشان برمی‌گردند، و دنیا دیگر سر و ته‌اش جور در نمی‌آید. هر کار ناممکنی که انجام می‌دهد، سکه‌ی داستان دیگری می‌شود. با این همه، دارد به خانه برمی‌گردد.

۹ فصل۲ خوانش1 دنبال‌شده

فصل‌ها