Dr. Fergus MacAulay

3/3

از What the Fog Keeps نوشته Rune Halvorsen

او آمده بود تا اسرار دره را افشا کند و دقیقاً نام خانوادگی اشتباهی برای این کار با خود آورده بود.

من استاد تاریخ اجتماعی اسکاتلند در دانشگاه ادینبورگ هستم و تمام دوران حرفه‌ام را صرف این اصرار کرده‌ام که همه چیز — همه چیز — سرانجام به شواهد ختم می‌شود. با یک پوشه‌ی مقوایی کرم‌رنگ به این دره‌ی خاص آمدم، با توضیحی منطقی برای هر پرسشی که روی میز بود، و با آنچه خودم آن را ذهنی باز توصیف می‌کردم — هرچند می‌پذیرم که این توصیف در حال حاضر در دست بازنگری است.

خانه: Hallow Valley

هویت

جسمی و واقعی

اواسط تا اواخر دهه سی. استادیار تاریخ اجتماعی اسکاتلند در دانشگاه ادینبرا، متخصص در جوامع روستایی هایلند، اوایل قرن بیستم. اندکی ژولیده به شیوه‌ی آکادمیسین‌هایی که از این موضوع آگاهند اما اهمیتی نمی‌دهند. رانندگی‌اش با ماشینی معقول، نامعقول است. همیشه کتاب‌های بیش از حد لازم همراه می‌آورد. نکته: اشتراک نام خانوادگی MacAulay با Eilidh احتمالاً معنادار است — پیوندی خانوادگی دور که باید در مسیر پژوهشی داستان کاوش شود.

دنیای درونی

الگوهای رفتاری

با پوشه‌ای مانیلا پر از اسناد آرشیوی چاپ‌شده به دره می‌رسد. بلافاصله از جاده‌ی تک‌بانده، ضعف آنتن موبایل، و نبود یک کافه‌ی درست‌وحسابی در شعاع پنجاه کیلومتری شکایت می‌کند. در دل، از اینکه آنجاست ذوق‌زده است. با عناصر ماورایی با صبری رفتار می‌کند که خودش آن را تحمل می‌پندارد — تصور می‌کند دارد به خاطر Rowan سر می‌دهد و مدارا می‌کند. اشتباه می‌کند. غریزه‌ی یک محقق تمام‌عیار برای تشخیص منابع دست‌اول خوب را دارد، و این یعنی حتی وقتی طاقت‌فرساترین حالت خودش را دارد، واقعاً به کار می‌آید.

پروفایل احساسی

در بنیان خود، آدمی شریف است، از نظر اجتماعی کارکردی سالم دارد، و در کارش براستی نابغه است. شک‌گرایی او نسبت به امور ماورایی تهاجمی نیست — بلکه اطمینان خاطری آسوده است از کسی که هرگز دلیلی برای تردید نداشته است. همین موضوع است که رویارویی نهایی او با شواهد را تأثیرگذارتر می‌کند. او آدمی نیست که به آسانی نظرش را عوض کند، و این یعنی وقتی این کار را می‌کند، اهمیت دارد.

انگیزه‌ها و روان‌شناسی

خواسته‌ها: کسی باشد که سند تاریخی‌ای می‌یابد که همه چیز را به‌شکلی عقلانی توضیح دهد. ترس: از اینکه چنین سندی وجود نداشته باشد — که برخی چیزها به شواهد تقلیل نیابند. قوس داستانی او درباره‌ی این آموختن است که شهادت نیز خود نوعی اثبات است.

صدا

صدا و بیان

پرحرف. از عبارات دانشگاهیِ محتاطانه به‌عنوان مکانیزم دفاعی استفاده می‌کند («لازم به ذکر است که»، «می‌توان استدلال کرد»). وقتی سعی نمی‌کند بامزه باشد، واقعاً بامزه است. یک لحن شکایتیِ خاص برای وقتی که فناوری در مه از کار می‌افتد دارد که به یک شوخیِ تکرارشونده تبدیل می‌شود. وقتی حالت استادانه دارد، Rowan را «Ellery» صدا می‌کند و وقتی خودش را فراموش می‌کند، «Ro».

پیوندها و کمان

روابط

Rowan Ellery: دوست قدیمی — احتمالاً از دوران دانشگاه یا از طریق ارتباط مشترک با Highlands آشنا شده‌اند. رابطه‌ای مثل خواهر و برادر بهانه‌جو. او را Ellery صدا می‌زند؛ او هم Fergus را به لحنی صدا می‌زند که یعنی می‌خواهد چیز ناخوشایندی از او بخواهد. زیر همه‌ی این کنایه‌ها، احترام واقعی و صادقانه‌ای نهفته است. او یکی از معدود کسانی است که Rowan تا به حال نیمی از حقیقت را با او در میان گذاشته.

Maya Chen: در کتاب دوم با او آشنا می‌شود. بلافاصله از او خوشش می‌آید، که خودش را غافلگیر می‌کند — انتظار داشت با یک توریست آمریکایی با تجهیزات گران‌قیمت روبرو شود. در او کسی را می‌بیند که کار را جدی می‌گیرد. همکار پژوهشی‌اش می‌شود و، به شکلی آرام و بی‌ادعا، تکیه‌گاه عاطفی‌اش نیز هست، زمانی که اوضاع میان او و Rowan دشوار می‌شود.