فانتزی یک جهان خالی و آزادی خطرناکی در اختیار شما میگذارد. نویسندگانی که موفق به تکمیل یک رمان فانتزی میشوند، بهندرت کسانی هستند که پیچیدهترین دنیا را ساختهاند — بلکه کسانی هستند که دقیقاً به اندازهی کافی دنیاسازی کردهاند تا داستانی روایت کنند، و سپس آن را روایت کردهاند. این راهنما نحوهی نوشتن یک رمان فانتزی را بررسی میکند: انتخاب گوشهای از این ژانر، ساختن دنیا و سیستم جادویی که با هم انسجام داشته باشند، و ساختار دادن، پیشنویس کردن و خوانده شدن کتاب.
پیش از شروع، زیرژانر خود را بشناسید
«فانتزی» به دوازده شکل مختلف به خواننده وعده میدهد. فانتزی حماسی وعدهی وسعت و جهانی در خطر میدهد؛ گریمدارک وعدهی ابهام اخلاقی و بهایی که باید پرداخت؛ رومانتزی وعدهی یک رابطهی محوری با جذابیت واقعی؛ فانتزی دنج وعدهی گرما و تنش کم؛ و فانتزی پیشرفتمحور وعدهی منحنی قدرتی را میدهد که میتوانید آن را احساس کنید. هر کدام با انتظارات خوانندگان دربارهی طول، ریتم و لحن همراه هستند.
زیرژانر خود را زودتر انتخاب کنید، چون پیشفرضهای شما را تعیین میکند. یک رومانتزی که زوج اصلیاش را زیر ۲۰۰ صفحه سیاست دفن میکند وعدهی خود را شکسته؛ یک حماسه که ارباب تاریکی را در فصل چهارم حل میکند وعدهی متفاوتی را شکسته است. ابتدا در حوزهی خودتان به طور گسترده بخوانید — شما در حال یادگیری دستور زبان ژانر هستید، نه برای کپی کردن آن، بلکه تا بدانید کدام قوانین را انتخاب میکنید که حفظ یا شکست دهید.
با داستان شروع کنید، نه با دنیا
دنیاسازی سرگرمکنندهترین بخش فانتزی و رایجترین جایی است که در آن غرق میشوید. کاملاً ممکن است هشت ماه صرف کشیدن نقشه و نامگذاری سلسلهها کنید بدون اینکه یک صحنه بنویسید. با ساختن دنیا حول یک داستان به جای برعکس آن، از این وضعیت اجتناب کنید.
از داستانی که میخواهید بگویید شروع کنید — یک شخصیت، یک تعارض، یک سؤال — و فقط دنیایی را بسازید که آن داستان با آن در تماس است. شما به شهری که قهرمانتان از آن فرار میکند نیاز دارید، نه به مسیرهای تجاری قارهای که هرگز از آن بازدید نمیکنند. بقیه میتواند تا زمانی که یک صحنه به آن نیاز داشته باشد صبر کند.
این قانون کوه یخ است: بیشتر دنیای شما هرگز در صفحه ظاهر نخواهد شد، و این درست است. شما عمق میسازید تا بخش قابل مشاهده واقعی به نظر برسد، درست مانند یک بازیگر خوب که گذشتهی شخصیت را میداند اما مخاطب هرگز آن را نمیشنود. هدف داشتن اطلاعات بیشتر از آنچه نشان میدهید باشد، و فقط آنچه صحنه به آن نیاز دارد را نشان دهید.
یک سیستم جادویی با قوانین و هزینه بسازید
جادو امضای این ژانر است، و سریعترین راه از دست دادن خواننده، جادویی است که میتواند هر کاری انجام دهد. اگر همیشه یک طلسم برای حل مشکل وجود داشته باشد، دیگر هیچ تنشی برای حل کردن باقی نمیماند.
راهحل محدودیتها است. تصمیم بگیرید که جادو چه کاری نمیتواند انجام دهد، چه هزینهای دارد، و چه کسی آن را میپردازد. جادویی که انرژی جادوگر را تخلیه میکند، به مادهای نادر نیاز دارد، یا بهای اخلاقی میگیرد، تنش ایجاد میکند؛ جادوی بدون هزینه یک دستگاه خودکار فروش است. مهمترین قانون کلی: اگر جادو در فصل سه چیزی از قهرمان بگیرد، نمیتواند به راحتی همه چیز را در فصل بیست حل کند. انسجام درونی همان چیزی است که غیرممکن را واقعی احساس میکند.
سیستمهای جادویی در طیفی از سخت تا نرم قرار دارند. یک سیستم سخت قوانین صریحی دارد که خواننده میفهمد و میتواند پیشبینی کند — مفید است وقتی جادو مشکلات را حل میکند، چون خواننده باید محدودیتها را بداند تا تنش را احساس کند. یک سیستم نرم رازآمیز و اتمسفریک باقی میماند — مفید است وقتی جادو مشکلات و شگفتی ایجاد میکند به جای اینکه آنها را حل کند. هیچکدام بهتر نیستند؛ آنی را انتخاب کنید که با لحنتان هماهنگ است، و حداقل اشارهای به آن در پردهی اول داشته باشید تا استفادهی بعدی هرگز مثل تقلب احساس نشود.
دنیا را سازگار نگه دارید
یک خوانندهی فانتزی یک قارهی اختراعی را میبخشد اما هرگز یک تناقض را نه. واحد پول، فاصلهها، اینکه چه کسی میتواند جادو کند و با چه بهایی، چه کسی مرده — هر کدام از اینها را بشکنید و طلسم فرو میریزد. در طول یک رمان تکی این به اندازهی کافی دشوار است؛ در طول یک سری، جایی است که بیشتر نویسندگان فانتزی از پا در میآیند.
یک منبع واحد حقیقت — یک کتاب داستانی — برای نامها، قوانین، روابط، جداول زمانی، و محدودیتهای جادو نگه دارید، و پیشنویس را در برابر آن بررسی کنید نه در برابر حافظهتان. این دقیقاً همان کاری است که یک کتاب دنیا برای آن وجود دارد، و این یکی از چیزهایی است که Novelmint به طور خودکار برای شما نگه میدارد: یک رکورد زنده از شخصیتها، مکانها، و قوانینی که پیوستگی را در طول فصلها و کتابها حفظ میکند، تا جادویی که در کتاب اول یک دست هزینه داشت در کتاب سوم هم یک دست هزینه داشته باشد.
طرح داستان را برای وسعت ساختار دهید
طرحهای داستانی فانتزی بزرگ هستند — چندین شخصیت از دیدگاههای مختلف، رشتههای موازی، یک خط تنش در سطح جهان که با خطوط شخصی درهم تنیده شده. این وسعت جذابیت و تله است: آسان است که ستون فقرات داستان زیر گستردگی گم شود.
یک چارچوب مطمئن ساختار سهپردهای است که مقیاسبندی شده: یک مقدمه که دنیا و خواسته را معرفی میکند، یک میانهی طولانی از پیچیدگیهای فزاینده و تحولات، و یک اوج که تنشهایی را که کاشتهاید برداشت میکند. نقاط عطف اصلی را قبل از پیشنویس نویسی به صورت بیتها ترسیم کنید، و رشتههای دیدگاه را در کنار هم بگذارید تا بتوانید ریتم را ببینید — فصل چه کسی چه موقع میآید، و آیا یک رشته خیلی طولانی ساکت مانده. کار کردن در بیتها روی یک Timeline بصری یک حماسهی چند دیدگاهی را به شکلی خوانا میکند که یک سند خطی هرگز نخواهد بود؛ میتوانید یک آشکارسازی را دوباره مرتب کنید یا یک رشتهی نادیده گرفته شده را دوباره متوازن کنید قبل از اینکه یک کلمه نثر نوشته شود.
اطلاعات دنیا را بدون تودهریزی اطلاعات آشکار کنید
شما یک دنیای عمیق ساختهاید. وسوسه این است که همهی آن را نشان دهید، و این وسوسه سه شروع کلاسیک فانتزی را تولید میکند که حرکت را میکشند: سخنرانی تاریخی در مقدمه، مکالمهی «همانطور که میدانی» که در آن شخصیتها چیزهایی را توضیح میدهند که هر دو از قبل میدانند، و فصل کتاب قوانین که پنج هزار کلمه را صرف مکانیک جادو میکند قبل از اینکه کسی طلسمی بریزد.
هر سه را مقاومت کنید. دقیقاً آنچه خواننده برای دنبال کردن صحنهی جاری نیاز دارد را بدهید، و نه بیشتر. یک پیشگویی را یک خط رمزآمیز در یک زمان آشکار کنید؛ یک رقابت سیاسی را درون یک صحنهی شورای پرتنش نشان دهید؛ جادو را از طریق شخصیتی که از آن استفاده میکند و اشتباه میکند آموزش دهید. اطلاعات دنیا وقتی در یک صحنه کاری انجام میدهد جا میافتد، نه وقتی به صورت یک توده تحویل داده میشود. وقتی یک پیشنویس با توضیح اضافه پر میشود، یک ویرایش تحریریهای که حشو و «گفتن» را حذف میکند، روشی است که توده را پیدا کرده و آن را میبرید — همان ویرایشی که کلمات فیلتر و عادتهایی را حذف میکند که مثل هوش مصنوعی خوانده میشوند.
پیشنویس بنویسید، تمامش کنید، بگذارید خوانده شود
یک رمان فانتزی تمامشده و ناقص، بهتر از یک کتاب دنیای بینقص بدون کتاب ضمیمه است. به اندازهای کافی دنیا بسازید تا شروع کنید، داستان را تا انتها پیشنویس کنید، سپس برای انسجام و ریتم بازنویسی کنید. دنیاسازیای که رد کردید، بیشتر اوقات دنیاسازیای خواهد بود که هرگز به آن نیاز نداشتید.
و یک رمان فانتزی برای خوانده شدن است، نه بایگانی شدن. وقتی پیشنویس محکم شد، آن را در جایی منتشر کنید که خوانندگان فانتزی واقعاً جمع میشوند — آن را فصل به فصل منتشر کنید، خوانندگان را وارد کنید، و مخاطب را در حین شکل گرفتن داستان بسازید. این کل مسیری است که Novelmint برای آن ساخته شده: دنیا را ساختار دهید، آن را با صدای خودتان پیشنویس کنید، پیوستگی را حفظ کنید، و فصلهای تمامشده را جلوی خوانندگانی بگذارید که برای ادامه دادن به صفحهگردانی پول میدهند.