Seen and wanted
در حال انتشارنویسنده
Cecilia roseCecilia Rose عاشقانههایی مینویسد آرامسوز، پرشور، شهوانی و سرشار از احساس؛ داستان آدمهایی که مدتها پیش از آنکه حتی یک کلمه بر زبان بیاورند، یکدیگر را دیدهاند. وقتی قلم به دست نیست، به احتمال زیاد مشغول بازخوانی عاشقانههای محبوبش است یا در رؤیای ساختن داستان بعدی. *Wanted on Sight* نخستین مجموعهٔ اوست.
Seen and Wanted داستان عاشقانهٔ آرام و تدریجی ایزل و مارکوس است؛ عشقی که از تعقیب شروع میشود و به دلدادگی میرسد. ایزل زنی است سرسخت و مستقل که به هر قیمتی از حریم خودش محافظت میکند، و مارکوس مجسمهسازی خجالتی و دلسپرده است که در همان نگاه اول دل باخت و هفتهها از شدت ترس نتوانست حتی سلام کند. وقتی ایزل بالاخره او را سر راهش میگیرد، آنچه پیش میآید قصهای عاشقانه است، لطیف و دردناکِ صادق، دربارهٔ دو نفر که یاد میگیرند برای یکدیگر شجاع باشند؛ عشقی که یکبار در گل حک شد، یکبار در یک پیام کوتاه جا گرفت، و آنقدرها هم نمیتواند تا ابد زیر سایهٔ یک خانوادهٔ سلطهگر دوام بیاورد.
این مجموعه با Wanted on Sight آغاز میشود و سراغ تکتک زوجهایی میرود که عشقشان پیش از آنکه حتی یک کلمه رد و بدل شود، با دیدهشدن شروع شده است.

کتاب 2
Wanted on sightمارکوس همان لحظهای که ایزِل را دید، دل باخت و سه هفته تمام آنقدر ترسیده بود که نتوانست حتی یک کلمه با او حرف بزند. از دور تماشایش میکرد و پنهانی، بهجای حرف زدن، چهرهاش را از گل میساخت.
ایزِل هم او را دیده بود.
برخلاف هر آدم عاقلی، به پلیس زنگ نزد. تصمیم گرفت از چیزی که میبیند خوشش میآید.
وقتی سرانجام «تعقیبکنندهاش» را میان قفسههای یک فروشگاه به دام میاندازد، آنچه شکل میگیرد عاشقانهای لطیف و آرامآرام است، میان زنی سرسخت و مستقل که هرگز کسی را به خودش نزدیک نکرده و مجسمهسازی خجالتی که هیچوقت جرئت تلاش نداشته است. یک ماشین بستنیفروشی، یک گل چینیِ دستساز و یک اعتراف از سر ناچاری بعد، مارکوس از آنِ اوست.
اما دنیای مارکوس فقط مال خودش نیست. مادر سلطهجوی او هنر، وقت و زندگیاش را مثل مایملک خودش میداند و اصلاً قصد ندارد جایی برای ایزِل در آن باز کند.
عاشقانهای آرامآرام دربارهی دو دلِ بر حذر که سرانجام یکدیگر را به درون راه میدهند.