I Got Off at an Unknown Station on the Last Train. Everyone There Was Going to Die Tomorrow.من در ایستگاهی نامعلوم از آخرین قطار پیاده شدم. همه آنجا فردا میمیردند.
وحشت· تکمیلشده
نوشتهی
Mystery World Lab📚در آخرین قطار به خواب رفته بودم؛ وقتی چشم باز کردم، در ایستگاه پایانیای بودم که وجود نداشت.
روی سکو پنج مسافر ایستاده بودند و شش زمان روی تابلو نقش بسته بود.
آن زمانها، ساعت مرگ هر یک از آنها در فردا بود.
اما تنها من بودم که هیچ زمان مرگی برایم ثبت نشده بود.
و آنگاه کارمند ایستگاه گفت:
«این شما بودید که این ایستگاه را فراخواندید.»
۷ فصل۴ خوانش1 دنبالشده
