I Got Off at an Unknown Station on the Last Train. Everyone There Was Going to Die Tomorrow.
وحشت
در آخرین قطار به خواب رفته بودم؛ وقتی چشم باز کردم، در ایستگاه پایانیای بودم که وجود نداشت.
روی سکو پنج مسافر ایستاده بودند و شش زمان روی تابلو نقش بسته بود.
آن زمانها، ساعت مرگ هر یک از آنها در فردا بود.
اما تنها من بودم که هیچ زمان مرگی برایم ثبت نشده بود.
و آنگاه کارمند ایستگاه گفت:
«این شما بودید که این ایستگاه را فراخواندید.»
۱ فصل1 دنبالشده
فصلها
فصل 1 — Chapter 1: The Station Where Only Those Who Will Die Tomorrow Get Off
به زودی