Gripگریپ
ادبی
P
غریبهای از شهر میگذرد و نگهداشتنی نیست. هر فصل از آنِ کسی است که او را یک شب نزد خود نگه میدارد: نامش، حکایتش، قامتی که آنجا ایستاده است. آنچه برجا میماند جمله است. آنچه از دست میرود چهره. داستانی کوتاه و پاورقیوار دربارهی دیدهشدن، و دربارهی چنگزدن.
۲ فصل۱ خوانش1 دنبالشدهدر ۱ فهرست
امتیازات خوانندگان
بر اساس 1 امتیاز · ۱ امتیاز مهمانلذتبخش بودن
5.0
ریتم داستان
5.0
شخصیتها
5.0
غوطهوری
5.0
جذابیت اولیه
5.0
خوانندگان میگویندعاشقش شدم1